پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرمایند:
348. المهدی من ولدی الذی یفتح الله به مشارق الارض و مغاربها، داک الذی یغیب عن اولیائه غیبه لایثبت علی القول بامامته الا من امتحن الله قلبه للایمان
مهدی از اولاد من است، خداوند به وسیله او مشرقها و مغربهای زمین را فتح میکند. مهدی همان است که از دوستان خود ناپدید میشود یک ناپدید شدنی که بر اعتقاد خود در امامت استوار نمیماند جز کسی که خداوند دلش را برای ایمان آزموده است.[1]
349. ان اعظم الناس یقیناً قوم یکونون فی آخرالزمان، لم یلحقوا النبی، و حجب عنهم الحجه، فآمنوا بسواد فی بیاض
والاترین مردم از نظر یقین، قومی هستند در آخرالزمان، که پیامبر صلیاللهعلیهوآله را درک نکردهاند و حجت خدا از آنها مخفی شده، آنها به مرکب سیاه روی کاغذ سفید ایمان آوردهاند.[2]
آری باید این ایمان، والاترین ایمانها، و این یقین، عالیترین یقینها نامیده شود، زیرا اینها معجزات پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را ندیدهاند، معجزات امامان را با چشم خود ندیدهاند، ولی آنچنان باور کردهاند که هرگز دچار شک و تردید نمیشوند، و اگر کوه از جای خود کنده شود، مخلصین اینها در اعتقاد خود کوچکترین تردیدی به خود راه نمیدهند.
این ایمان و یقین استوار که مقاومتر از کوه سر به فلک کشیده است، بر اساس مرکب سیاهی بر فراز صفحات سفیدی استوار شده است، از این رو مخلصین این زمان باید از مخلصین عصر رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله با ارزشتر و والاتر باشند. آنهم با اینهمه راههای انحراف و دامهای شیطانی که در برابرشان گسترده است. که در این مقطع حساس همه عقاید خود را از مبدأ تا معاد از روی اخبار واصله از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و پیشوایان معصوم علیهمالسلام آموختهاند، و به مرکبی سیاه روی کاغذی سفید ایمان آوردهاند!
350. افضل العباده انتظار الفرج
برترین عبادتها انتظار فرج است.
انتظار فرج که عبارت از ایمان استوار به امامت حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرجه است، همه اعتقادهای اساسی را از یکتائی خدا، رسالت پیامبر صلیاللهعلیهوآله، پیشوایی امامان معصوم علیهمالسلام و دیگر عقاید اسلامی را در بر دارد. و ایمان به امامت حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرجه که تبلور ولایت است، شرط قبولی دیگر اعمال شایسته است، چنانکه در حدیث صحیح از امام صادق علیهالسلام رسیده است:
351. بنی الاسلام علی خمس: علی الصلاه، و الزکاه، و الحج، و الصوم، والولایه. و لم یناد بشیء ما نودی بالولایه
اسلام روی 5 پایه استوار شده است: نماز، زکات، حج، روزه و ولایت. و هرگز به چیزی امر نشده، آن چنانکه به ولایت امر شده است.[4]
امام صادق علیهالسلام سپس اضافه میفرماید:
ولی مردم چهار پایهاش را پذیرفتند و ولایت را ترک کردند. به خدا قسم اگر کسی همه شبها را با نماز و عبادت بگذارند و همه روزها را روزه بگیرد و بدون ولایت از دنیا برود، نماز و روزهای از او پذیرفته نمیشود.[5]
این مضمون در دهها حدیث شریف وارد شده است.
352. انتظار الفرج عباده. افضل اعمال امتی انتظار فرج الله عزوجل
انتظار فرج عبادت است و برترین و با ارزشترین عمل امت من انتظار فرج از خدای تبارکوتعالی است.[6]
و در این زمینه امیرمؤمنان علیهالسلام میفرماید:
353. افضل العباده الصمت و انتظار الفرج
برترین عبادت، سکوت و انتظار فرج است.[7]
زیرا انتظار فرج ایمان به غیب است که انسان را به عمل صالح وا میدارد و او را بر صحیحترین اعتقاد استوار نگه میدارد. انتظار فرج، انتظار ظهور امامی است که جهان را پُر از عدل و داد خواهد نمود و ظلم و ستم را از پهنه گیتی ریشهکن خواهد ساخت، از این رهگذر انسان را خواهان عدالت و دشمن ستم و ستمگر میسازد.
انتظار فرج با این نقش تربیتی و سازندهای که دارد، طبعاً از همه عبادتهای فردی و اجتماعی برتر خواهد بود. که در عبادتهای فردی پاداش آن فقط به خود شخص میرسد، و دیگر عبادتهای اجتماعی به پایه این عبادت نمیرسد که اعتراف به حق و اعلام حق را در بر دارد و آن، در قلمرو حکومتهای باطل چیز آسانی نیست. از این رهگذر رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در حق منتظران واقعی میفرماید:
354. سیاتی قوم من بعدکم، الرجل منهم له اجر خمسین منکم... قالوا: یا رسول الله نحن کنا معک ببدر و حنین واحد و نزل فینا القرآن!. فقال: انکم لوتحملون ما حملوا لم تصبروا صبرهم!.
بعد از شما قومی خواهد آمد که پاداش هر یک از آنها برابر پاداش پنجاه نفر از شماست. گفتند. یا رسول الله صلیاللهعلیهوآله مگر نه این است که ما در حضور شما در بَدر و احد و حنین شرکت جستیم و قرآن در میان ما نازلش؟! فرمود:
اگر آنچه بر آنها روی خواهد داد، بر شما روی میداد شما نمیتوانستید چون آنها صبر و شکیبایی را پیشه خود سازید.[8]
رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله با آگاهی وسیع و بینش عمیق از وضع زمان ما میفرماید:
355. یاتی علی الناس زمان، المؤمن فیه اذل من شاته!
زمانی خواهد آمد که مؤمن در آن زمان از گوسفند زبونتر خواهد بود.[9]
پرواضح است که در میان حیوانات حیوانی رامتر از گوسفند نیست، از این رهگذر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله مؤمن را در عصر غیبت و در زیر چکمه رژیمهای حاکم به گوسفند تشبیه میکند که خود مفید، بیضرر، رام و بیتکلف است ولی ستمگران آنها را در جامعه به هیچ میگیرند و در هر مراسمی (جشن و سرور، یا عزا و سوک) آنها را سر میبرند!. و در عین حال مؤمن تلاش میکند که عقیده خود را حفظ کند تا فرج فرا رسد و او نیز با همیاری دیگر مؤمنان در نشر حق و در به اهتزاز درآوردن پرچم حق تلاش نماید.
رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله یکبار نیز خطاب به امیرمؤمنان علیهالسلام چنین فرمود:
356. یا علی: لا یحفظنی فیک الا الا تقیاء الانقیاء الابراز الاصفیاء. و ما هم فی امتی الا کالشعره البیضاء فی الثور الاسود فی اللیل الغابر!
یا علی! توصیههای مرا در حق تو رعایت نمیکند به جز مؤمنان پرهیزگار، پاک و پاکیزه، بندگان برگزیده و پاکسرشت. و تعداد آنها در میان امت من، بهسان یک تار موی سفید در بدن گاو سیاه در دل شب یلدا میباشد.[10]
و یکبار دیگر به هنگام بازگو کردن زمان غیبت و تشریح وضع منتظران در آن زمان فرمود:
357. یا اباالحسن: حقیق علی الله ان یدخل اهل الضلاله الجنه!
ای ابا الحسن! بر خدا شایسته است که اهل ضلالت را وارد بهشت کند.[11]
منظور از اهل ضلالت در این حدیث، پیروان امامی است که از چشم آنها گمشده است. این تعبیر هیچ ربطی به ضلالت به معنای گمراهی ندارد، که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در مقام تعریف و تمجید از شیعیان ثابت و پابرجا بر امامت پیشوایی است که او را ندیدهاند، و از راه او منحرف نشدهاند. از انحراف مردم رنج میبرند ولی قدرت اقامه حق و ریشهکن نمودن باطل را ندارند. که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در حدیث دیگری وضع آنها را اینچنین توصیف میفرماید:
358. عندها یذوب قلب المؤمن فی جوفه کما یذوب الملح فی الماء: مما یری من المنکر فلا یستطیع ان یغیره!. المؤمن یمشی بینهم بالمخافه، فان تکلم اکلوه، و ان سکت مات بغیظه!
در آن ایام قلب مؤمن در درون خود آب میشود، آن چنانکه نمک در آب ذوب میشود. زیرا منکرات را میبینند و قدرت جلوگیری و تغییر آن را ندارند. مؤمن در میان آنها با ترس و لرز راه میرود، که اگر حرف بزند او را میخورند، و اگر ساکت شود غصه مرگ میشود.[12]
359. لوتعلمون ما لکم فی مقامکم بین عدوکم، و صبر کم علی ما تسمعون من الاذی، لقرت اعینکم!.
اگر شما میدانستید که زندگی شما در میان دشمنان و شکیبایی شما بر آزار آنها چه فضیلتی برای شما دارد، دیدههایتان روشن میشد.[13]
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله یکبار دیگر به هنگام تأویل در وضع شیعیان آخرالزمان دستها را بهسوی آسمان برافراشت و گفت:
360. اللهم لقنی اخوانی!. فقال له واحد: اما نحن اخوانک یا رسول الله؟!. فقال: لا، انکم اصحابی، و اخوانی قوم فی آخرالزمان آمنوا بی ولم یرونی.. لقد عرفنیهم الله باسمائهم و اسماء آبائهم من قبل ان یخرجهم من اصلاب آبائهم و ارحام امهاتهم. لاحدهم اشد بقیه علی دینه من خرط القتا فی اللیله الظلماء، او کالقابض علی جمر الغضا!. اولئک مصابیح الدجی، ینجیهم الله من کل فتنه غبراء مظلمه!
خداوندا! برادرانم را به من بنمایان. یکی از اصحاب گفت: مگر ما برادران شما نیستیم؟ ای رسول گرامی خدا! صلیاللهعلیهوآله فرمود:
نه، شما یاران من هستید. برادران من کسانی هستند که در آخرالزمان میآیند، و به من ندیده ایمان میآورند. خداوند آنها را پیش از آنکه از صلب پدران به رحم مادران درآیند، با نام خود و پدرانشان به من معرفی نموده است که استقامت هر یک از آنها در دین خود، از کندن خارهای گَوَن در شب تاریک، و به دست گرفتن آتش گداخته سختتر است. آنها مشعلهای هدایت هستند که خداوند آنها را از فتنههای تیره و تار نجات میبخشد.[14]
رسول گرامی صلیاللهعلیهوآله مؤمنین منتظر و یاران حضرت بقیهالله عجلاللهتعالیفرجه را برادران خود میخواند و رمز آن را سختی و دشواری پابرجا ماندن بر حق و حقیقت در عصر غیبت معرفی میکند. و در همین رابطه میفرماید:
361. طوبی للصابرین فی غیبته! طوبی للمقیمین علیمحبته!. اولئک الذین و صفهم الله فی کتابه و قال: [هدی للمتقین الذین یؤمنون بالغیب.]
خوشا به حال شکیبایان در غیبت او، و پای برجایان در محبت او، که آنها را خدای تبارکوتعالی در کتابش چنین توصیف فرموده است: [15] (این قرآن هدایت است برای پرهیزگاران، آنها که به غیب ایمان میآورند.)[16]
امام صادق علیهالسلام نیز در تفسیر این آیه فرموده است:
362. المتقون: شیعه علی. و الغیب: هو الحجه الغائب
متقین: شیعیان علی بن ابیطالب علیهالسلام است، و غیب: حجت غالب است.[17]
و در حدیث دیگری در همین رابطه فرموده است:
363. الذین یؤمنون بالغیب: من اقریقیام القائم انه حق
[الذین یؤمنون بالغیب]: در حق کسانی است که به قیام قائم عجلاللهتعالیفرجه ایمان بیاورند و آن را حق بدانند.[18]
رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در حق یاران آن حضرت فرموده است:
364. لایزالون قوم من امتی یقاتلون علی الحق طاهرین الی یوم القیامه
همواره گروهی از امت من تا روز رستاخیز پیروزمندانه در راه حق نبرد میکنند.[16]
و در حق کفر ستیزان در پیشقدم ظهور آن حضرت فرموده است:
365. لاتزال طائفه من امتی علی الحق طاهرین، حتی یأبی امرالله
گروهی از امت من همواره حق را آشکار میکنند تا فرمان خدا (فرمان ظهور) فرا رسد.[20]
من خیال میکنم که این حدیث در حق کسانی است که پیش از ظهور حضرت مهدی عجلاللهتعالیفرجه پرچم حق را برافراشته نگه میدارند و با تلاشی خستگی ناپذیر بهسوی اسلام دعوت میکنند، که امیرمؤمنان مرکز آنها را در شهر مقدس قم معرفی میکند، آنجا که میفرماید:
366. قم یجتمع فیها عبادالله المؤمننون، ینتظرون محمداً و شفاعته للقیامه و الحساب، یجری علیهم الهم و الغم و الاحزان و المکاره
بندگان مؤمن خدا در شهر قم اجتماع میکنند و انتظار شفاعت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را در روز قیامت و روز حساب میکشند، انبوه غم و اندوه بر آنها سرازیر میشود و انواع ناملایمات آنها را فرا میگیرد [21]
امام صادق علیهالسلام در همین رابطه میفرماید:
367. فیجعل الله قم و اهلها قائمین مقام الحجه
خدای تبارکوتعالی قم و اهل قم را قائم مقام حجت قرار میدهد.[22]
یعنی: مراجع عالیقدر تقلید، که آنها حاملان مذهب و راویان اخبار آلمحمد صلیاللهعلیهوآله هستند و حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرجه آنها را به طور عموم جانشین خود قرار داده است.
(خواننده گرامی به خوبی آگاه است که حوزه علمیه قم در سال 1340 هجری قمری برابر 1301 شمسی به دست توانای حضرت آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری تأسیس شد و پیش از آن مرکز علوم دینی نبود و مراجع تقلید در آنجا سکونت نداشتند ولی امام صادق علیهالسلام بیش از 1200 سال، پیش از تأسیس حوزه علمیه قم از سکونت مراجع عالیقدر شیعه در آن خبر داده است.)
یکبار دیگر در مورد قم فرمود:
368. انما سمیت قم هکذا لان اهلها یجتمعون مع قائم آلمحمد، و یقومون معه و یتقیمون علی نصریه
قم، بدان جهت قم نامیده شده که اهل آن در محضر قائم آلمحمد عجلاللهتعالیفرجه گرد میآیند و با او قیام میکنند و از یاری او منحرف نمیشوند.[23]
و امیرمؤمنان علیهالسلام در این رابطه فرمود:
369. جری ذکر اهل قم امام امیرالمؤمنین علیهالسلام فترحم علیهم و قال: رضی الله عنهم. ثم قال: ان للجنه ثمانیه ابواب، و واحد منها لاهل قم، و هم خیار شیعتنا من سایر البلاد. خمرالله تعالی ولایتنا فی طینتهم.
در محضر امیرمؤمنان علیهالسلام از اهل قم سخن به میان آمد، آن حضرت بر آنها رحمت فرستاد و فرمود: خدا از آنها خشنود باد، که برای بهشت هشت در هست، یکی از آنها برای اهل قم است و آنها برگزیدگان شیعه از هر دیار میباشند که خداوند ولایت ما را با آب و گلشان آمیخته است.[24]
امام صادق علیهالسلام یکبار دیگر از قم سخن گفت و در این رابطه چنین فرمود:
370. ان الله اختج بالکوفه علی سایر البلاد و بالمؤمنین من اهلها علی غیرهم من اهل البلاد. و احتج ببلده قم علی سایر البلاد، و بالمؤمنین من اهلها علی سایر اهل المشرق و المغرب من الجن و الانس ولم یدع الله قم و اهلها مستضعفین، بل و فقهم و ایدهم.. ان الذین و اهله بقم ذلیل، ولولا ذلک لاسرع الناس الیها فخربت ثم و خرب اهلها فلم تکن حجه علی سایر البلاد. و اذا کان ذلک لم تستقر السماء والارض و لم ینظروا. ان البلایا مدفوعه عن قم و اهلها. و سیاتی زمان تکون بلده قم و اهلها حجه علی الخلایق، و ذلک فی زمن غیبه قائمنا الی ظهوره، ولولا ذلک لساخت الارض باهلها.. ان الملائکه لئدفع البلایا عن قم و اهلها، و ما یقصدها جبار بسوء الا قصمه قاصم الجبارین، وشغله عنهم بداهیه او بمصیبه اوعدو. وینسی الله الجبارین من دولتهم ذکر قم و اهلها کما نسوا ذکر الله!
خدا به وسیله کوفه بر همه شهرها احتجاج نموده [25] و با مؤمنین از اهل آن بر اهل دیگر شهرها. و به وسیله قم بر همه شهرهای جهان و با مؤمنین از اهل آن، بر همه مردم شرق و غرب از جن و انس.
خدا هرگز قم و اهل قم را به خواری و زبونی ترک نمیکند، بلکه آنها را توفیق میدهد و تأیید میکند. ولی همواره دین و اهل دین در قم خوار هستند و اگر چنین نمیشد مردم بهسوی آن هجوم میبردند و آنجا را ویران میساختند و دیگر حجتی بر دیگر شهرها باقی نمیماند. و در این صورت آسمان و زمین بر جای خود ثابت و استوار نمیماند و به ساکنان زمین مهلت داده نمیشد.
بلاها از قم و اهل قم دفع شده زمانی فرا میرسد که قم و اهل قم بر همه خلایق حجت میباشد. و آن در زمان غیبت قائم ماست تا موعد ظهور او، و اگر قیم نبود زمین ساکنانشان را در کام خود فرو میبرد.
فرشتگان بلاها را از قم و اهل دفع میکند، و هیچ ستمگری در حق آنجا تصمیم بد نمیگیرد، جز اینکه در هم شکننده ستمگران او را ریشه کن میسازد، یا به بلائی سخت گرفتار میکند و یا او را با جنگ و دشمن مشغول میسازد.
خداوند قم و اهل قم را از یاد زمامداران ستمگر میبرد، چنانکه یاد خدا را فراموش کردهاند.[26]
همه آنچه در این حدیث شریف گفته شد، انجام یافته است و ما هنگامی این حدیث را مینویسیم که قم مورد توجه همه جهانیان قرار گرفته است، انقلاب بزرگ ایران از حوزه علمیه قم رهبری شاد و هنگامی که رژیم طاغوت به حریم قم تجاوز کرد و حرمت علمای قم را هتک نمود، قدرت افسانهایاش در هم شکست و ارتش تا به دندان مسلح نتوانست او را نگه دارد. آری هنگامی که او به حریم شهر مقدس قم تجاوز نمود، مردم ایران به رهبری علمای دینی قم، او را وادار به فرار نمودند و تخت چند هزارساله پادشاهی را واژگون نمودند.
خواننده گرامی به خوبی واقف است که رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله و امامان معصوم علیهمالسلام شهرستان قم را با دیده یک آبادی کوچک زمان خود ندیدهاند، بلکه نقشه قم را آن چنانکه بعد از گذشت چهارده قرن ترسیم خواهد شد، آن روز با چشم خود دیده، دربارهاش سخن گفتهاند.
امروز که حوزه علمیه نجف اشرف، آن پایگاه هزارساله جهان تشیع، به ضعف گراییده، بزرگترین آکادمی علمی شیعه در حوزه علمیه قم مستقر شده، هزاران نفر از چهارگوشه جهان در آنجا گرد آمده به تحصیل علوم دینی پرداختهاند، که در میان آنها صدها نفر دانشمند مجتهد یا نزدیک به اجتهاد دیده میشد و این حوزه نوپای شیعه از نظر نشاط علمی، تعداد دانشجو، انواع علوم متداول از حوزه هزارساله نجف اشرف پیشی گرفته است.
روزی که قم به صورت یک آبادی کوچک با آبهای شور و گندیده، محل سکونت گروهی بتپرست و آتشپرست بود، رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله چگونه وضع امروزی آن را با چشم خود دیده و از آن سخن گفته است.
مگر نه این است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و فرزندان بزرگوارش علیهالسلام این مطالب را از مبدأ وحی، و از آفریدگار جهان فرا گرفتهاند، و در روزی از وضع امروزی آن سخن گفتهاند، که هنوز ایران فتح نشده بود و قم در کام آتشپرستی میسوخت ولی رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله و امامان معصوم علیهمالسلام با قاطعیت از وضع امروز آن سخن گفتهاند.
امام صادق علیهالسلام گویی وضع هزار و دویست سال بعد را با چشم خود دیده و خود رهبری دانشگاه بزرگ علوم آلمحمد صلیاللهعلیهوآله را رهبری کرده، آنگاه در این رابطه سخن گفته است.
از خدای تبارکوتعالی میخواهیم که به ما توفیق پیروی از دستورات آن بزرگواران را عنایت فرماید و لحظهای ما را از آن پیشوایان گرانقدر جدا مسازد.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله ما را از یأس و نومیدی بر حذر داشته، از قضا و تقدیر حضرت احدیت سخن گفته است:
371. اخبرنی جبرائیل انهم یظلمون بعدی، و ان ذلک الظلم یبقی، حتی اذا قام قائمهم و علت کلمتهم، واجتمعت الامه علی محبتهم، و کان الشانیء لهم قلیلاً، والکاره لهم ذلیلاً، و کثر المادح لهم. و ذلک عند تغیر البلاد و ضعف العباد و الیاس من الفرج فعند ذلک یظهر القائم المهدی من ولدی بقوم یظهرالله الحق بهم، و یخمد الباطل بأشیافهم!.
معاشر الناس: ابشروا بالفرج، فان وعدالله لایخلف، وقضاء ه لا یرد، و هو الحکیم الخبیر، و ان فتح الله قریب
جبرئیل مرا خبر داد که آنها مورد ستم قرار میگیرند و این ستم همچنان باقی میماند تا روزی که قائم آنها قیام کند و سخنشان پیروز گردد و امت اسلامی بر محبت آنها گرد آیند. آنگاه دشمن آنها بسیار کم، و بدخواهان خوار و زبون میگردند و همگان بر مدح و ثنای آنها زبان میگشایند. و آن هنگامی است که کشورها دگرگون شود و مردمان از خروج نومید شوند و بندگان خدا به ضعف گرایند. در چنین موقعی مهدی قائم عجلاللهتعالیفرجه ظهور میکند و همراه او یارانی خواهند بود که خداوند حق را به دست آنها ظاهر گرداند و باطل را با شمشیر آنها نابود سازد.
ای گروه مردمان! شما را مژده باد با فرج، که وعده خداوند تخلف نمییابد، و قضای او باز نمیگردد، او حکیم و آگاه است و بهراستی فتح و گشایش خداوند نزدیک است.[27]
امیرمؤمنان علیهالسلام میفرماید:
372. الآخذ بامرنا، معنا غداً فی حظیره القدس
آنها که به امر ما چنگ بزنند، فردا در حظیره القدس با ما هستند.[28]
این حدیث به همین عبارت از امام صادق علیهالسلام نیز وارد شده است.
373. انتظروا الفرج ولاتیاسوا من روح الله، فان احب الاعمال الی الله عزوجل انتظار الفرج. الاخذ بامرنان معنا غدا فی حظیره القدس، و المنتظر للفرج کالمتشحط بدمه فی سبیل الله
منتظر فرج باشید و از روح خدا مأیوس نشوید که محبوبترین اعمال در نزد خدای تبارکوتعالی انتظار فرج است، کسی که پذیرای امر ما باشد، فردا در حظیره القدس با ماست. و کسی که منتظر فرج باشد مانند کیست که در راه خدا به خون خود آغشته گردد.[29]
374. اتخذوا صوامعکم بیوتکم، وعضوا علی مثل جمر الغضا، و اذ کروالله کثیرا فذکر الله اکبر لو کنتم تعلمون
کوخهای خود را خانه خود قرار دهید، همانند کسی که در آتش گداخته میسوزد، دندان روی جگر بگذارید شکیبا باشید و خدا را بسیار یاد کنید، که یاد خدا بزرگترین پناهگاه است اگر بدانید.[30]
375. الزموا الارض و اصبروا علی البلاء، ولاتحرکوا بایدیکم و سیوفکم فی هوی السنتکم. ولا تستعجلوا بما لم یعجله الله لکم. فان من مات منکم علی فراشه، و هو علی معرفه حق ربه و حق رسوله و اهلبیته، مات شهیدا و وقع اجره علی الله، واستوجب ثواب ما نوی من صالح عمله، وقامت النیه مقام اصلانه بسیقه، و ان لکل شیء مده و اجلا
ملازم زمین باشید – بر زمین بچسبید – و بر بلاها صبر کنید، دستها و شمشیرها را برای خواهش زبانهایتان به حرکت درنیاورید، و در موردی که خدا شتاب نکرده، شتاب نکنید، که هر کس از شما بر شناخت صحیح پروردگار، پیامبر صلیاللهعلیهوآله و اهلبیت او علیهالسلام در رختخواب بمیرد شهید از دنیا رفته، و پاداش شهید بر پروردگارش حتمی شده، و آنچه از اعمال شایسته در نیت او بوده به ثوابش نائل آمده، و نیت نیک او جایگزین شمشیر زدن او میشود، که برای هر چیزی موعدی معین شده است.[31]
376. وذلک زمان لاینجوفیه الا کل مؤمن نومه ان شهد لم یعرف، و ان عاب لم یقتد. اولئک مصابیح الهدی و اعلام السری، لیسوا بالمسابیح ولا المذابیع البدر! اولئک یقتح الله لهم ابواب رحمته، ویکشف عنهم ضراء نقمته
و آن زمانی است که در آن نجات نمییابد مگر مؤمن گمنام، که اگر حضور داشته باشد شناخته نمیشود و اگر غایب باشد کسی از او سراغ نمیگیرد، آنها مشعلهای هدایت و ستارگان روی زمین هستند که از سخنچینی، جاسوسی و تفرقهافکنی به دور هستند، خداوند درهای رحمتش را بروی آنها میگشاید، و غمهای نقمتش را از آنها برطرف میسازد.[32]
مولای بزرگوار! در برابر مردم این زمان چه کنیم، که یکدیگر را به نفاق و اختلاف تشویق نموده، بذر جاسوسی را در دل اجتماع میکارند و لذت زندگی را در غیبت و سخنچینی و افتراء میجویند؟! چه نیکو فرمودهای که جز مؤمنان گمنام کسی رهائی نمییابند، که دیگران شب و روز به دنبال چاه و مقام، و برای حفظ جاه و مقام خود شب و روز به دنبال تهمت و افتراء میباشند!.
امیرمؤمنان علیهالسلام وضع مؤمنین را در عصر غیبت چنین تشریح میفرماید:
377. والله ما یکون ما تأملون حتی یهلک المبطلون، و یضمحل الجاهلون، و یأمن المتقون، و قلیل ما یکون. حتی لایکون لاحدکم موطن قدمه، و حتی تکونوا الهون علی الناس من المیته عند صاحبها! فبینا انتم کذلک اذ جاء نصرالله و الفتح
به خدا سوگند آنچه آرزو میکنید تحقق نمییابد مگر هنگامی که باطل از بین برود و نادانها نابود شوند و پرهیزکاران آرامش خود را بازیابند. ولی تا فراهم شدن آن، کمترین چیزی که روی میدهد این است که هیچکس از شما برای خود جای پایی پیدا نمیکند و هر یک از شما از یک مردار بیارزشتر میشوید. در چنین مقطعی فتح و پیروزی خداوند فرا میرسد.[33]
پیشوای پرهیزگاران در همین زمینه میفرماید:
ما یحییء امرالله حتی تکونوا اهون علی الناس من المیته!. الا فتوفعوا من ادبار امورکم، وانقطاع وصلکم، و استعمال صغارکم.. ذلک حین تکون ضربه السیف علی المؤمن اهون من الدرهم من حله. ذاک حیث یکون المعطی اعظم اجرا من المعطی. ذاک حیث تشکرون من غیر شراب بل من النعمه و النعیم، و تخلفون من غیر اضطرار، و تکذبون من غیر اخراج. و ذلک اذا عضکم البلاء کما یعض القتب عارب البعیر... ما اطول هذا العناء و ابعد هذا الرجاء!
امر خدا واقع نمیشود مگر بعد از آنکه شما مؤمنان در میان مردم از مردار هم خوارتر و زبونتر باشید. از بازگشت روزگار و قطع ارحام و به کار گرفتن خردسالان، امیدوار فرج باشید. و آن هنگامی است که یک ضربت با شمشیر برای مؤمن از به دست آوردن یک درهم از طریق حلال آسانتر باشد، و آن هنگامی است که شما مست میشوید ولی نه از شراب، بلکه از ناز و نعمت، در آن زمان بدون اینکه ناچار باشید سوگند یاد میکنید، و بدون اینکه ضرورت ایجاب کند دروغ میگویید. و آن هنگامی است که بلاها بر پشت شما سنگینی کنند، آن چنانکه جهاز شتر بر کوهان آن سنگینی میکند. آه چه رنج و اندوه طولانی! وه چه امید طول و دراز! [34]
این حدیث از امام صادق علیهالسلام نیز روایت شده است.
امیرمؤمنان چه تعبیرات جالب و لطیفی دارد؟ و چگونه وضع زمان ما را زیبا ترسیم میکند؟ که بسیاری از افراد مرفه و متمکن مست پول و جاه و مقام هستند و اگر چیزی به افراد مستمند بدهند برای ریا و خودنمایی میدهند که پاداشی نمیبرند ولی افراد مستمند که آن اعانات را میگیرند خدا را سپاس میگویند و پاداش سپاسگزاران را به دست میآورند و درنتیجه دست گیرنده (مستمند) بیش از دست دهنده (انفاق کننده) پاداش میبرد.
378. مزاوله فلع الجبال ایسر من مزاوله ملک مؤجل!. [استعینوا بالله و اصبروا، ان الارض لله یورثها من یشاء من عباده، و العاقبه للمتقین] لاتعاجلوا الامر قبل بلوغه فتندموا، ولا یطولن علیکم الامر فتقسوقلوبکم
تصمیم گرفتن به قلع و قمع کوهها، آسانتر از آن است که سیطره و حکومتی را پیش از موعد مقرر تأسیس کنند.[از خدا استمداد کنید و صبر پیشه سازید که زمین از آن پرهیزگاران است]، در این امر شتاب نکنید که پشیمان میشوید، و آن را دور نشمارید که دلتان قساوت میگیرد.[35]
از این حدیث استفاده میشود که نباید بدون دلیل موعد ظهور را بسیار نزدیک شمرد که پس از سپری شدن مدتی حالت یأس و ندامت پیش آید، و نباید آن را مربوط به زمان بسیار دور و دراز دانست که کابوس یأس بر دل انسان فشار وارد کرده، قساوت بار آورد.
379. کونوا کالنحل فی الطیر، لیس شیء من الظیر الا و هو یستضعفها. ولو عظمت الطیر ما فی اجوافها من البرکه لم تفعل بها ذلک!. خالطوا الناس بالسنتکم و ابدائکم، و زایلوهم بقولبکم و اعمالکم. فو الذی نفسی بیده، لاترون ما تحبون حتی یتفل بعضکم فی وجوه بعض، و حتی یسمی بعضکم بعضا کذابین، و حتی لایبقی منکم الا کالکحل فی العین و الملح فی الطعام!. و سا ضرب لکم مثلاً، و هو مثل رجل کان له طعام فتقاه و طیبه ثم ادخله بیتا و ترکه فیه ماشاء الله. ثم عاد الیه فاذا هو قد اصاب طایفه من السوس، فاخرجه و نقاه و طیبه و اعاده. ولم یزل کذلک حتی بقیت منه رزمه کرزمه الا نذر لایضره السوس شیئاً... و کذلک انتم: تمیزون، حتی لایبقی منکم الا عصابه لا تضرها الفتنه شیئا
چون زنبور عسل در میان پرندگان باشید، که هر پرندهای او را خوار میشمارد ولی اگر پرندگان بدانند که چه برکتی در درون او هست هرگز او را خوار نمیشمارند. با زبان و بدن خود در میان مردم باشید ولی دل و عمل خود را از آنها جدا و پوشیده دارید. سوگند به پروردگاری که جان در دست اوست، آنچه دوست میدارید (نعمت ظهور) به دست شما نمیآید مگر بعد از آنکه برخی از شما بر صورت برخی دیگر آب دهان بیندازند و برخی از شما برخی دیگر را دروغگو بخوانند، و از شما باقی نمیماند مگر به مقدار سرمه در چشم و نمک در طعام! من برای شما مثلی میزنم و آن این است: اگر شخصی مقداری گندم داشته باشد، آن را پاک و پاکیزه کرده در انباری قرار دهد، بعد از مدتی بیاید و ببیند که یک گروه کرم بر آن افتاده است، آن را بیرون آورده و یکبار دیگر پاک کند، بعد از مدتی بازهم کرم بر آن مستولی شود و او نیز بازهم پاک کند و همچنین ادامه پیدا کند، تا وقتی که از گندم چیزی جز رشتههایی شبیه خس باقی نباشد که دیگر کرمها را بر آنها تأثیری نیست!. شما نیز آنقدر تحت آزمایش و گزینش قرار میگیرید که از شما چیزی جز گروه اندک نمیماند که دیگر فتنهها را بر آنها تأثیری نباشد.[36]
امام باقر علیهالسلام در این مورد میفرماید:
380. والله لتمیزن، والله لتمحصن، والله لتغربلن کما یعزبل الزوان من القمح
سوگند به خدا، آزموده میشوید، امتحان میشوید، غربال میشود و از شلمک جدا میگردد.[37]
همین مضمون از امام صادق علیهالسلام نیز روایت شده، با این تفاوت که در آخر آن میافزاید: از شما جز اندک اندک باقی نمیماند. آنگاه دست مبارکش را به نشان ناچیز بودن تعداد آنها فشرد. سؤال شد: چند نفر از عرب همراه قائم عجلاللهتعالیفرجه خواهد بود؟ فرمود: تعدادی بسیار ناچیز گفته شد: به خدا سوگند که افرادی که چنین روزی را انتظار میکشند از عربها، بسیار زیاد هستند!. فرمود: به ناگزیر باید آزموده شوند، امتحان شوند، غربال شوند، که مردمان بسیاری از غربال فرو میریزند و تعداد بسیار کمی از عرب همراه قائم عجلاللهتعالیفرجه باقی میمانند.[38]
فرمان امیرمؤمنان علیهالسلام که به ما امر فرموده چون زنبور عسل باشیم، فرمان است به اینکه در دل خود چیزی جز خیر و برکت نداشته باشیم و به آداب والا و گرانقدر انسانی و اسلامی دقیقاً ملتزم باشیم، از هر گونه ریا و تظاهر و خودنمایی پرهیز کنیم و بالاخره چون زنبور عسل پرسود و بیضرر، پربار و بیخطر، و سراسر خیر و برکت باشیم. درست مانند زنبور، که از قله کوهها و درون درهها فشرده و چکیده بهترین گلها را به جهان بشریت به ارمغان میآورد و از آنها انتظار هیچگونه سپاس و پاداشی ندارد. همه پرندگان او را خوار و زبون میشمارند ولی به هنگام پژوهشهای علمی، دانشمندان جهان از نظم و شیوه کار آنها دچار شگفت میشوند!.
381. اللهم و انی اعلم ان العلم لا یا رز کله، ولا ینقطع مواده، و انک لا تخلی الارض من حجه لک علی خلقک: ظاهر لیس بالمطاع، او خائف مغمور کی لاتبطل حججک، ولا یضل اولیاؤک بعد اذهدیتهم... بل این هم؟.. و کم؟. اولئک والله الاقلون عدداً، والا عظمون عندالله جل ذکره قدرا، المتبعون لقاده الدین: الائمه الهادین، الذین یتادبون بآدابهم، وینهجون نهجهم. فعند ذلک یهجم بهم العلم علی حقیقه الایمان، و تستجیب ارواحهم لقاده العلم، ویتسلینون من حدیثهم ما استوعر علی غیرهم، وتانسون بما استوحش منه المکذبون و اباه المسرفون. اولئک اتباع العلماء صحبوا اهل الدنیا بطاعه الله تبارکوتعالی و اولیائه، ودانو بالتقیه عن دینهم و الخوف عن عدوهم، فارواحهم معلقه بالملا الاعلی، وعلماؤهم خرس صمت فی دوله الباطل!. ها، ها، طوبی لهم علی صبرهم علی دینهم فی حال هدنتهم و یا شوقاه الی رؤیتهم فی حال ظهور دولتهم!. [وسیجمعنا الله و ایاهم فی جنه عدن و من صلح من آبائهم و ازواجهم و ذریاتهم].
خدایا! من میدانم که دانش و فرهنگ به کلی از میان مردم کوچ نمیکند و مواد آن به کلی نابود نمیشود. و تو هرگز روی زمین را از حجت خالی نمیگذاری، یا به صورت ظاهر و آشکار که از او اطاعت نمیشود، و یا به صورت مخفی و پنهان، که در پشت پرده غیبت نهان باشد، تا به وسیله او حجتهای تو باطل نگردند، و اولیای تو پس از هدایت، گمراه نشوند.
آن اولیاء تو کجا هستند؟ چقدر هستند؟! به خدا سوگند از نظر تعداد بسیار اندک و ناچیز هستند ولی در پیشگاه خدا مقامشان بسیار والاست. آنها پیروان رهبران دینی و امامان هدایتگر هستند که با آداب آنها مؤدب، و در راه آنها رهرو میباشند. در چنین موقعی علم آنها را به حقیقت ایمان میرساند، و روح آنها به پیشوایان دانش اجابت میکند، و بهآسانی پذیرای حدیث آنها میشوند که آن حدیثها بر دیگران سخت دشوار آید. و انس میگیرند با مطالبی که دیگران از آن وحشت میکنند و منکران و اسرافگران آن را رد میکنند. آنها در میان مردم دنیاپرست زندگی میکنند ولی از اطاعت خدا و اولیای او منحرف نمیشوند. آنها برای حفظ دین و ترس از دشمن، به سپر تقیه چنگ میزنند. روح آنها متعلق به ملأ اعلی و ائمه هدی است. آنها در دولتهای باطل گنگ و ساکت هستند! آری آنها، خوشا به حال آنها، که در مدت غیبت امامشان صبر را پیشه خود سازند، وه چقدر مشتاقم که آنها را به هنگام ظهور دولتشان دیدار نمایم. (که بهزودی خدای تبارکوتعالی ما را در بهشت برین با آنها و افراد صالح از پدرانشان، همسرانشان و فرزندانشان گرد آورد.) [39]
امیرمؤمنان در حدیث دیگری که قسمت اولش با این حدیث یکی است، در همین رابطه سخن میگوید و در پایان میافزاید:
... آنها در دولتهای باطل ساکت و گنگ هستند و ظهور دولت حق را انتظار میکشند، و خدا بهزودی حق را با کلمات خود احقاق، و باطل را نابود میسازد. آری آنها، خوشا به حال آنها...[4]
انسان از شنیدن سخنان دلنشین تو سیر نمیشود ای مولای ما، ای امیرمؤمنان! وضع ما را چگونه نیکو ترسیم کردهای؟! ما نیز چقدر مشتاقیم که آن دولت کریمه را درک کنیم و یاران حق را دیدار کنیم و خود در صف آنها باشیم و برای احقاق حق و ریشه کن ساختن باطل شمشیر بزنیم. اگر در بدر و احد، نبودیم که در رکاب تو با صنادید قریش پیکار کنیم، چقدر مشتاقیم که در دولت حق باشیم و در محضر فرزند بزرگوارت با طاغوتهای زمان نبرد کنیم.
382. شیعتنا و محبونا عند الناس کفار، و عند الناس خاسرون، و عندالله رابحون، فازوا بالایمان و خیر المافقون.
دوستان و شیعیان ما در پیش مردم کافر و زیانکارند ولی در پیشگاه خدا سود فراوان بردهاند و به وسیله ایمان رستگار شدهاند، و خسران از آن منافقان است.[41]
مولای ما، تو بهتر از همه وضع شیعیان را میدانی، آری شیعیان در نزد دیگران به کفر و شرک متهم هستند ولی تردیدی نیست که هر کس از راه تو پیروی کند خوشبخت و سعادتمند است. خداوند ما را در صراط مستقیم که راه تو و فرزندان بزرگوارت است، ثابت و استوار سازد. انشاء الله.
امام حسین علیهالسلام میفرماید:
383. له غیبه یرتد فیها قوم و یثبت علی الذین آخرون، فیوذن لهم و یقال لهم: متی هذا الوعد ان کنتم صادقین؟!. اما ان الصابر فی غیبته علی الادی و التکذیب، بمنزله المجاهد بالسیف بین یدی رسول الله صلیاللهعلیهوآله.
برای او غیبتی هست که گروهی در آن مرتد میشوند و گروهی دیگر ثابت و استوار میمانند، به آنها از راه شماتت میگویند: این وعده کی هست؟ اگر راستگویانید؟! آنها که در زمان غیبت او به آزار و تکذیب، صبر میکنند مانند کسانی هستند که در حضور رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله شمشیر زدهاند.[42]
خفقان و اختناق حاکم در عصر حضرت حسین علیهالسلام موجب شده که سخنان بسیار کمی از آن حضرت نقل شود، ولی آنچه به ما رسیده چقدر زیبا و جالب و دلنشین است. برق شمشیر او در روز عاشورا جبهه حق را از جبهه باطل جدا ساخت و برق سخنان دُرر بارش تا به امروز حق را از باطل جدا ساخته است.
امام حسین علیهالسلام پاداش شکیبایان عصر غیبت را با مجاهدان راه حق مقایسه میکند، زیرا او خود رهبر مجاهدان و سرور شهیدان است، و موضعگیری او در برابر ستمگران زمان، تا روز رستاخیز الهامبخش امت اسلامی است که چگونه در هر عصری در برابر طاغوت زمان به پا خیزند و از حریم حق دفاع نمایند. از این رهگذر حضرت حسین علیهالسلام را حق بزرگی به گردن فرد فرد امت اسلامی و حق جویان و کفر ستیزان و مدافعان حقوق انسانها تا روز قیامت است. که دفاع از حق و نبرد با باطل را او به انسانها آموخت.
امام زینالعابدین علیهالسلام میفرماید:
384. انتظار الفرج من اعظم العمل!
انتظار فرج از برترین اعمال است.[43]
پیشتر گفتیم که صحت اعمال منوط به ولایت معصومین علیهمالسلام است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله مکرر در مکرر به آن دعوت نموده و فرمان داده است. که معاویه و جانشینان او از بنیامیه و بنیعباس تا به امروز با تمام قدرت برای از بین بردن آن کوشیدهاند. روی این بیان، ولایت اهلبیت، پیروی حق و تبعیت از فرمان پیامبر و اجر رسالت آن حضرت صلیاللهعلیهوآله میباشد که بدون آن هیچ عملی پذیرفته نیست. بدیهی است که انتظار فرج تبلور ولایت اهلبیت اطهار علیهالسلام میباشد که چنین شخصی هرگز عمل واجبی را ترک نمیکند و مرتکب گناه نمیشود وگرنه او را نتوان منتظر نام نهاد. و اگر بدون انتظار و بدون ولایت آن بزرگواران شب و روز را با نماز و روزه سپری کند هرگز سود نمیبرد، چنانکه امام صادق علیهالسلام میفرماید:
385. افضل البقاع ما بین الرکن و المقام. ولو ان رجلا عمر ما عمر نوح فی قومه الف سنه الا خمسین عاما، یصوم النهار و یقوم اللیل فی ذلک المکان، ثم لقی الله بغیر ولایتنا لم ینفعه ذلک شیئا!
برترین نقطه روی زمین میان رکن و مقام (مقام ابراهیم در مسجدالحرام) است. اگر کسی به اندازه عمر نوح علیهالسلام در میان قومش، یعنی 950 سال که مدت عمر او بعد از رسالت تا طوفان است زندگی کند و همه این مدت را در کنار کعبه و در میان رکن و مقام مشغول عبادت باشد: شبها را با نماز و دعا شب زندهداری کند و روزها را روزه بگیرد ولی بدون ولایت ما، خدا را ملاقات کند، از این عبادتها سودی نخواهد برد.[44]
امام زینالعابدین علیهالسلام در همین زمینه میفرماید:
386. من ثبت علی ولایتنا فی غیبه قائمنا، اعطاه الله اجر الف شهید مثل شهداء بدر و احد
کسی که در زمان غیبت قائم ما عجلاللهتعالیفرجه بر ولایت ما ثابت و استوار بماند، خداوند به او پاداش هزار شهید از شهیدان بدر و احد عطا میفرماید.[45]
و این برای این است که خداوند برای ایمان به غیب ارزش فراوانی قائل شده و میفرماید:
و آنان که به خدا و پیامبران ایمان بیاورند، آنها در نزد پروردگارشان صدیق و شهید میباشند.[46]
387. ان اهل زمان غیبته، و القائلین بامامته، و المنتظرین لظهوره، افلضل من اهل کل زمان. لان الله تبارکوتعالی اعطاهم من العقول و الاقهام و المعرفه ما صارت به الغیبه عندهم بمنزله المشاهده، وجعلهم فی ذلک الزمان بمنزله المجاهدین بین یدی رسول الله صلیاللهعلیهوآله بالسیف! اولئک المخلصون حقا، و شیعثنا صدقا، والدعاه الی دین الله سرا و جهرا!
اهل زمان غیبت او که قائل به امامت او، و منتظر ظهور او باشند، برتر از مردمان هر زمان دیگر میباشند، زیرا خدای تبارکوتعالی به آنها آنقدر عقل، فهم و شناخت عطا فرموده است که غیبت امام در پیش آنها چون زمان حضور شده است. خداوند اهل آن زمان را همانند مجاهدانی قرار داده که در محضر رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله شمشیر بزنند. آنها مخلصان حقیقی و شیعیان واقعی و دعوت کنندگان به دین خدا در آشکار و نهان میباشند.[47]
این مقام برای آنها بسیار شایسته است و هیچ جای شگفت نیست، زیرا آنها با گذشت چهارده قرن هنوز هم ثابت و پابرجا بر راه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله استوار ماندهاند و هر نسلی پیام رسول گرامی اسلام را به نسل بعدی منتقل نموده است. و هر نسل این عقاید را سینه به سینه به نسل بعدی تحویل داده است. آنگاه امام زینالعابدین علیهالسلام توضیح میدهد که مردمان آن زمان چه بلاهایی را تحمل میکنند و چه رنجهایی را بر خود هموار میسازند:
388. لتاتین فتن کقطع اللیل المظلم، لاینجومنها الا من اخذالله میثاقه. اولئک مصابیح الهدی و ینابیع العلم، ینجیهم الله من کل فتنه مظلمه
فتنههایی چون امواج تاریک شب بر آنها هجوم میآورد، که کسی از آنها رهائی نمییابد به جز افرادی که خداوند از آنها پیمان گرفته است. آنها مشعلهای هدایت و سرچشمههای دانش و فضیلت هستند، که خداوند آنها را از هر فتنه تاریک نجات میدهد.[48]
صاحبان این پیمان، از روزی که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله خبر داده، تا به امروز در عقیده خود چون کوه استوار، و با منکران و دشمنان در نبردی بیامان هستند، چنانکه در صفحات تاریخ منعکس است.
امام باقر علیهالسلام میفرماید:
389. ما یبالی من عرفه الله هذا الامر ان یکون علی قله جبل یاکل من نبات الارض حتی یاتیه الموت!
کسی که خداوند او را با این امر (امر امامت در عهد غیبت) آشنا ساخته، او را چه باک از اینکه در قله کوهی زندگی کند و از گیاه زمین ارتزاق کند تا مرگش فرا رسد.[49]
در این حدیث شریف، بیارزش بودن زرق و برق دنیا در چشم مؤمن منتظر، و در اولویت قرار گرفتن اعتقاد به امامت و انتظار فرج، و شرط بودن آن در صحت و قبولی دیگر اعمال بیان شده است.
امام باقر علیهالسلام در حدیث دیگری در ضمن تفسیر آیه شریفه:
یا ایها الذین امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا[50]
فرمود:
390. یا ایها الذین آمنو اصبروا: علی اداء الفرائض، و صابروا: علی اذیه عدوکم، و رابطوا: امامکم المهدی المنتظر، من مات و هو عارف لامامه لایضره تقدم هذا الامر اوتأخر. و من مات و هو عارف لامامه کان کمن هو مع القائم فی فسطاطه
اصبروا: یعنی صبر کنید بر ادای واجبات.
و صابروا: یعنی شکیبا باشید بر اذیت دشمنان.
و رابطوا: یعنی رابطه ناگسستنی داشته باشید با امامتان، مهدی منتظر عجلاللهتعالیفرجه، که هر کس با شناخت کامل امامت او از دنیا برود، او را ضرری نمیرساند اینکه، این امر جلو بیفتد یا در آن تأخیر شود. کسی که از دنیا برود در حالی که معرفت کامل به امام خود دارد، مانند کسی است که با قائم عجلاللهتعالیفرجه در فسطاط (چادر فرماندهی) او باشد.[51]
391. ما ضر من مات منتظر الامرنا الایموت فی وسط فسطاط المهدی و عسکره؟!!
کسی که در حال انتظار امر ما از دنیا برود، او را با کسی نیست از اینکه – عصر ظهور را درک نکند و – در میان خیمه حضرت مهدی عجلاللهتعالیفرجه و در میان لشکر آن حضرت نباشد.[52]
امام صادق علیهالسلام در همین مورد میفرماید:
392. اعلموا ان المنتظر لهذا الامر له مثل اجر الصائم القائم
بدانید که منتظر این امر را پاداش کسی است که شبها شب زندهدار و روزها روزهدار باشد.[53]
بدیهی است که شخص منتظر دقیقاً فرمان خدا را اطاعت خواهد نمود و هرگز چیزی از واجبات او ترک نخواهد شد و انتظار، تبلور اطاعت او خواهد بود.
امام باقر علیهالسلام نیز در این زمینه میفرماید:
393. رحم الله عبدا حبس نفسه علینا، رحم الله عبدا احیی امرنا!
خدا رحمت کند بندهای را که خود را برای ما وقف کند و امر ما را زنده نگه دارد.[54]
یکی از اصحاب امام باقر علیهالسلام به آن حضرت گفت: چگونه میشود حال من، اگر پیش از آنکه قائم آلمحمد صلیاللهعلیهوآله را درک کنم، از دنیا بروم؟! فرمود:
394. القائل منکم: ان ادرکت القائم من آلمحمد نصرته، کالمقارع معه بسفه و الشهید معه، و له شهادتان
کسی که از شما مصمم است که اگر قائم آلمحمد صلیاللهعلیهوآله را درک کند، از یاری او دریغ نکند، همچون کسی است که در حضور او شمشیر بزند و در حضور او به شهادت برسد. و برای او دو شهادت است.[55]
395. لایکون الذی تنتظرون حتی تکونوا کالمعز المواه التی لایبالی الخابس این یضع یده منها!. لیس لکم شرف تشرفونه، ولا سند تسندون الیه امرکم
آن فرجی که شما انتظار میکشید واقع نمیشود، مگر بعد از آنکه شما چون بز ذبح شده باشید که دیگر قصاب اعتنا نمیکند که دست به کدام عضو آن بزند! آری ستمگران شما را ارجی نمینهند و شما پناهگاهی پیدا نمیکنید که امر خود را به او مستند سازید.[56]
369. اکتموا اسرارنا، ولاتحملوا الناس علی اعناقنا، وانظروا امرنا و ما جاء عنا. فان وجدتموه للقرآن موافقا فخذوا به، و ان لم تجدوه موافقا فردوده، و ان اشتبه علیکم الامر فقفوا عنده
اسرار ما را پوشیده نگهدارید، مردم را با افشای آن به گردن ما سوار نکنید، منتظر امر ما و گوش به زنگ فرمان ما باشید، آنچه از ما به شما نقل شود، اگر مطابق قرآن باشد آن را بپذیرید، و اگر آن را موافق قرآن نیافتید رد کنید، و اگر امر بر شما مشتبه شود در آنجا توقف کنید.[57]
یکبار در حضور امام باقر علیهالسلام یکی از اصحاب در صدد اقناع دیگری برآمد، و برای اقناع او سخنان امام را تأویل و توجیه کرد تا بلکه او را مورد پذیرش واقع شود، امام علیهالسلام خشمگین شد و فرمود:
397. ان حدیثکم هذا لتشمئز منه القلوب، قلوب الرجال. فانبذوا الیهم نبذا فمن اقربه فزیدوه، و من انکره فذروه! لابد ان تکون فتنه یسقط فیها کل بطائه و ولیجه حتی یسقط فیها من یشق الشعره بشعرتین حتی لایبقی الا نحن وشیعتنا
این سخنان شما قلبها را مشمئز میکند، دل مردمان از این حرفها تنگ میشود، شما متن گفتار ما را به آنها القاء کنید، هر کس آنها را بپذیرد برای او بیشتر نقل کنید و هر کس ردّ کند او را ترک کنید. به ناچار فتنهای به پا خواهد شد که هر گونه دوستی و خویشی از بین خواهد رفت در آن فتنه بزرگ همه سقوط میکنند، حتی آدم حاذقی که بتواند یک تار مو را به دو نیم تقسیم کند دران امتحان الهی رفوزه میشود، جز ما و شیعیان خالص ما کسی نمیماند.[58]
398. وخروجه اذا خرج عند الیأس و القنوط من ان یروا فرجا. فطوبی لمن ادرکه و کان من انصاره، والویل کل الویل لمن خالفه و خالف امره و کان من اعدائه!. لایأخذه فی الله لومه لائم
او هنگامی ظهور میکند که کابوس یأس و نومیدی همه را فرا بگیرد، دیگر کسی امید فرج نداشته باشد. خوشا به حال کسی که زمان او را درک کند و از یاران او باشد، بدا به حال کسی که با او مخالفت کند و اوامر او را نپذیرد و در صف دشمنان او قرار بگیرد! بدا به حالشان! او در راه خدا از سرزنش سرزنشکنندگان نمیهراسد.[59]
امام صادق علیهالسلام میفرماید:
399. من دین الائمه الورع و العفه و الصلاح، و انتظار الفرج بالصبر
از آئین امامان علیهالسلام است: تقوی، عفت، صالح بودن و انتظار فرج با صبر و شکیبایی.[60]
در این حدیث توضیح میدهد که انتظار، انتظار سازنده است و نیازمند تحمل شدائد و شکیبایی در برابر مشکلات است.
امام صادق علیهالسلام به هنگام تلخیص عقاید اسلامی به ابیالجارود فرمود:
400. دینی و دین آبائی الذی تدین الله تعالی به: شهاده ان لا اله الا الله، و ان محمدا رسول الله و الاقرار بما جاء به من عندالله، والولایه لولینا، و البراء ه من عدونا، والتسلیم لامرربنا
دین من و پدران من، که تو نیز باید طبق آن معتقد شوی: شهادت به یکتائی خدا و رسالت پیامبر اکرم حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله و اعتراف به آنچه او از جانب خدا آورده، و دوستی دوستان ما و دشمنی دشمنان ما، و تسلیم در برابر فرمان پروردگار ماست.[61]
401. والله لولا ان الله فرض ولایتنا و مودتنا، ما ادخلناکم بیوتنا، ولا اوقفناکم علی ابوابنا. والله ما نقول بافواهنا، ولانقول براینا، الا ما قال ربنا
به خدا سوگند، اگر خداوند ولایت ما را واجب نمیکرد، ما شما را به خانههای خود راه نمیدادیم، و شما را به در خانه خود نمیخواندیم، به خدا سوگند ما چیزی را به رأی خود نمیگوییم و چیزی را از جانب خود نمیگوییم، و جز آنچه خدا فرموده چیزی را به زبان نمیآوریم.[62]
402. لوقد خرج القائم علیهالسلام بعد ان انکره کثیر من الناس، یرجع الیهم شابا موفقا فلا یثبت علیه الا کل مؤمن اخذالله میثاقه فی الذر الاول
پس از آنکه بیشتر مردمان قائم عجلاللهتعالیفرجه را انکار کنند، او به صورت جوانی نورس ظاهر میشود، کسی بر اعتقاد او (در زمان غیبت) باقی نمیماند، مگر مؤمنی که خداوند در عالم ذر از او پیمان گرفته است.[63]
پس در اعتقاد خود تنها کسی استوار میماند که آب و گل او با ولادت اهلبیت آمیخته باشد، که آنها شیعیان واقعی و منتظران حقیقی هستند.
403. ان اهل الحق لم یزالوا، مند کانوا، فی شده. اما ان ذلک الی مده قریبه، و عاقبه طویله
اهل حق از روزی که پیدا شدهاند همواره در سختی و گرفتاری بودهاند این بلاها و سختیها در مدت کوتاه این جهان و عاقبت طولانی در سرای جاویدان است. (و یا: این بلاها در مدت کوتاه – دوران غیبت – و عاقبت نیک در دولت پایدار حق است.) [64]
ابو بصیر از امام صادق علیهالسلام پرسید: چرا امیرمؤمنان علیهالسلام در آغاز کار با مخالفین خود نجنگید؟ امام علیهالسلام فرمود:
404. لایه فی کتاب الله: [لوتزیلوا، لعدبنا الذین کفروا منهم عذاباً الیما] فقال له: و ما یعنی تزایلهم؟. قالک ودائع مؤمنون فی اصلاب کافرین، فکذلک القائم علیهالسلام لن یظهر حتی تخرج و دائع الله عزوجل. فاذا خرجت ظهر علی من ظهر من اعداء الله عزوجل فقتلهم
به جهت آیهای در قرآن که میفرماید: (اگر زایل میشدند، کافران را از آنها با عذابی دردناک عذاب میکردیم.) [65] ابو بصیر گفت: منظور از زایل شدن چیست؟ فرمود:
نطفههای مؤمنان که در صلب پدران کافر به ودیعت نهاده شده، همچنین است قائم ما عجلاللهتعالیفرجه، هنگامی ظاهر میشود که امانتهای خدا همه بیرون آیند (دیگر نطفه مؤمنی در صلب کافر باقی نباشد) هنگامی که همه امانتهای خدا خارج شدند او ظهور میکند، هر کس در برابر او شمشیر بکشد او را میکشد.[66]
در این حدیث توضیح میدهد که امیرمؤمنان علیهالسلام هر کافری را که مقدّر بود از نسل او مؤمن به دنیا بیاید نمیکشت، حضرت بقیهالله عجلاللهتعالیفرجه نیز هنگامی ظاهر میشود که در نسل کفار نطفه مؤمنی مقدر نباشد، در آن هنگام ظاهر میشود و با امانتهای خدا که همان انصار حضرت بقیهالله عجلاللهتعالیفرجه هستند با دشمنان خدا میجنگد.
405. هیهات، هیهات!. لا والله لا یکون ما تمدون الیه اعینکم حتی تغربلوا!. لا والله مایکون ما تمدون الیه اعینکم حتی تمحصوا!. لایکون ما تمدون الیه اعینکم حتی یشقی من یشقی و یسعد من یسعد
به خدا سوگند، هرگز چنین نیست، آنچه چشمانتظارش هستید، هرگز واقع نمیشود تا غربال شوید و امتحان شوید، نه به خدا قسم، آنچه چشمانتظارش هستید وقوع نمییابد تا هنگامی که آنکه شقی هست شقاوت خود را ظاهر سازد و آنکه سعادتمند است سعادتش آشکار گردد.[67]
و در همین زمینه میفرماید:
406. لا بدللناس ان یمحصوا و یمیزوا و یغربلوا. ان هذا الامر لایاتیکم الا بعد الناس؟. لا والله حتی یشقی من یشقی، و یسعد من یسعد!
به ناگزیر باید مردمان امتحان شوند و از یکدیگر غربال شده، جدا شوند، این امر هنگامی فرا میرسد که کابوس یأس و نومیدی همه جا را فرا بگیرد. به خدا سوگند، هنگامی میآید که شقیها شقی، و سعیدها سعادتمند شوند.[68]
407. والله لتکسرون کسر الزجاج!. و ان الزجاج لیعاد فیعود کما کان. والله لتکسرن کسر الفخار، و ان الفخار لایعود کما کان!.
به خدا سوگند که شکسته میشوید همچون شکسته شدن شیشه، با این تفاوت که شیشه شکسته شده به حالت اولیه برمیگردد، شما شکسته میشوید همانند شکسته شدن سفال که دیگر به حالت اولیه برنمیگردد.[69]
408. لایثبت علی امامته الا من قوی یقینه و صحت معرفته
بر امامت او استوار نمیماند به جز کسی که یقینش بسیار قوی، و شناختش بسیار مستقیم باشد.[70]
409. رحمکم الله... بنا یبدا البلاء، ثم بکم. و بنا یبدا الرخاء ثم بکم رحم الله من حببنا الی الناس و لم یکرهنا الیهم
خداوند شما را مشمول رحمت خود گرداند، بلاها نخست به ما روی میآورد، آنگاه به شما، آسایشها نخست به ما سپس به شما روی میآورد. خداوند بیامرزد کسی را که محبت ما را در دل مردم جای دهد و ما را از چشم مردم ساقط نکند.[71]
سپس فرمود:
410. ان الله تبارکوتعالی یقول: [یوم ندغو کل اناس بامامهم]: فمن عرف امامه کان کمن هو فی فسطاط المنتظر
خدای تبارکوتعالی میفرماید: روزی که هر انسانی را با امامش میخوانیم.[72]، پس هر کس امامش را بشناسد، مانند کسی است که در خیمه مهدی منتظر عجلاللهتعالیفرجه باشد.[73]
411. اعرف امامک، فانک ان عرفته لم یضرک تقدم هذا الامر اوتأخر. و من عرف امامه، ثم مات قبل ان یری هذا الامر، کان له مثل اجر من قتل معه
امام خود را بشناس، که در آن زمان ترا باکی نیست که این امر جلو بیفتد یا عقب بماند. کسی که امامش را بشناسد و پیش از فرا رسیدن این امر از دنیا برود، مانند کسی است که در محضر او حضرت بقیهالله به شهادت رسیده باشد.[74]
412. من ادرک قائمنا فقتل معه کان له اجر شهیدین، و من قتل بین یدیه عدوا لنا، کان له اجر عشرین شهیدا
کسی که قائم ما را درک کند و در رکاب او به شهادت برسد، پاداش دو شهید خواهد داشت. و اگر در حضور او دشمن ما را کشته باشد ثواب 20 شهید را خواهد داشت.[75]
413. من مات علی حب آلمحمد مات شهیدا و من مات علی بغض آلمحمد لم یشم ریح الجنه
کسی که با محبت آلمحمد صلیاللهعلیهوآله از دنیا برود پاداش شهید خواهد داشت، و کسی که با دشمنی آلمحمد صلیاللهعلیهوآله بمیرد، عطر بهشت به مشام او نخواهد رسید.[76]
414. من مات منکم علی هذا الامر، منتظر اله، کان کمن کان فی فسطاط القائم!. ان المیت منکم علی هذا الامر، بمنزله الضارب بسیفه فی سبیل الله!. المنتظر للثانی عشر کالشاهر سیفه بین یدی رسول الله صلیاللهعلیهوآله یذب عنه
کسی که از شما منتظر این امر باشد و در حال انتظار بمیرد، مانند کسیات که در خیمه (فرماندهی) حضرت قائم عجلاللهتعالیفرجه باشد.
کسی که روی این اعتقاد بمیرد مانند کسی است که در راه خدا شمشیر بزند.
منتظر امام دوازدهم، مانند کسی است که در رکاب پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله شمشیر کشیده، از آن حضرت دفاع نموده است.[77]
امام باقر علیهالسلام در همین زمینه میفرماید:
415. من مات و هو عارف لامامه، لم یضره تقدم هذا الامر اوتأخر، و من مات و هو عارف لامامه، کان کمن هو مع القائم فی فسطاطه
هر کس از شما در حالی بمیرد که امامش را شناخته است، تقدم و تأخر این امر به او آسیبی نمیرساند، کسی که با شناخت امامش از دنیا برود همانند کسی است که در خیمه حضرت قائم عجلاللهتعالیفرجه با او باشد.[78]
یعنی در خیمه فرماندهی حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرجه باشد که فرمان جهاد از آنجا صادر میشود.
یکبار هم یکی از اصحاب امام صادق علیهالسلام از آن حضرت پرسید: آیا برتریم یا اصحاب قائم عجلاللهتعالیفرجه؟! فرمود:
416. انتم افضل من اصحاب القائم، و ذلک انکم تمسون و تصبحون خائفین علی امامکم و علی انفسکم من ائمه الجور. و ان صلیتم فصلاتکم فی تقیه، و ان صمتم فصیامکم فی تقیه، و ان حججتم فحجکم فی تقیه، و ان شهدتم لم تقبل شهادتکم!. فقال له واحد منهم: فما نتمنی القائم علیهالسلام اذا کان هذا الامر؟!! فقال له: سبحانه الله، اما تحب ان یظهر العدل، و یامن السبل، و ینصف المظلوم؟!!
شما برتر از یاران قائم عجلاللهتعالیفرجه هستید، زیرا شما صبح و شام در حال ترس و نگرانی بر خود و امام خود میباشید و همواره از زمامداران ستمگر در ترس و وحشت هستید، اگر نماز بخوانید در حال تقیه میخوانید، اگر روزه بگیرید در حال تقیه میگیرید، اگر استدلال کنید در پوشش تقیه دلیل و برهان میآورید، اگر گواهی بدهید گواهی شما را نمیپذیرند.
یکی از اصحاب گفت: حالا که چنین است، پس چرا باید در آرزوی ظهور حضرت قائم عجلاللهتعالیفرجه باشیم؟! فرمود:
مگر دوست نمیدارید که عدالت ظاهر شود، راهها امن شود و حق مظلوم از ظالم گرفته شود؟! [79]
417. هوالمفرج الکرب عن شیعته بعد ضنک شدید، وبلاء طویل، وجور. فطوبی لمن ادرک ذلک الزمان
او برطرف کننده رنجها و اندوهها از شیعیان است بعد از اندوهی سخت، بلائی طولانی، و ستمی جانکاه. خوشا به حال آنان که آن زمان را درک کنند.[80]
418. اقرب ما یکون العباد من الله، و ارضی ما یکون عنهم، اذا افتقدوا حجه الله فلم یظهر لهم، و لم یعلموا بمکانه. و هم فی ذلک یعلمون انه لم تبطل حجه الله و لامیثاقه. فعند ذلک توقعوا الفرج صباحا و مساء. فان اشد ما یکون غضب الله علی اعدائه اذا افتقدوا حجته فم یظهر لهم!. و قد علم ان اولیائه لایرتابون. ولو علم انهم یرتابون ما غیبت عنهم حجته طرفه عین. ولایکون ذلک الا علی راس شرار الناس
نزدیکترین بندگان به خدا، که خدا نیز بیش از هر قومی از آنها خشنود است، بندگانی هستند که حجت خدا از چشم آنها ناپدید خواهد شد آنها حجت خدا را نمیبینند و جایگاه او را نمیشناسند ولی یقین دارند که حجت خدا در میان آنهاست و حجتهای خدا باطل نشده است. در چنین موقعی هر صبح و شام منتظر فرج باشید. که شدیدترین موقع خشم خدا بر دشمنان موقعی است که حجت خدا از دیدهها ناپدید باشد. که خدا میداند که دوستانش در وجود حجت به شک و تردید نمیافتند. اگر میدانست که امر بر آنها مشتبه میشود حتی یک لحظه هم حجت خودش را پنهان نمیکرد. این امر واقع نمیشود مگر در عهد بدترین مردمان [81]
419. ان من انتظر امرنا، و صبر علی ما یری من الاذی والخوف، هو غدا فی زمرتنا
کسی که منتظر امر ما باشد و بر آنچه در این راه از آزار و ترس و وحشت میبیند صبر کند، فردا (روز رستاخیز) در جرگه ما خواهد بود.[82]
420. یکون المؤمن محزونا محتقراً لایستطیع ان ینکر الا بقلبه!. یبلغ عندهم کل هوان!
مؤمن در آن زمان محزون و مورد تحقیر قرار میگیرد. او نمیتواند که منکرات را جز در دلش انکار کند، و در معرض هر نوع تحقیر قرار میگیرد.[83]
421. المؤمنون یبتلون، ثم یمیزهم الله عنده. ان الله لم یؤمنون المؤمنین من بلاء الدنیا و مرائرها، و لکنه آمنهم من العمی و الشقاء فی الاخره. کان الحسین بن علی علیهالسلام یضع قتلاه بعضهم علی بعض ثم یقول: قتلانا قتلی النبیین و آل النبیین!
مؤمنین به شدت مبتلا میشوند تا خداوند آنها را مورد آزمایش قرار دهد، که خداوند آنها را از بلاها و تلخیهای دنیا امان نداده است، بلکه آنها را از کوری و شقاوت آخرت امان داده است. که حسین بن علی علیهالسلام در روز عاشورا کشتههای خود را روی یکدیگر قرار میداد و میگفت: کشتههای ما کشتههای پیامبران و آل پیامبران است.[84]
امام صادق علیهالسلام اشاره میکند به اینکه سرور شهیدان حضرت ابوعبدالله الحسین علیهالسلام از این حُسن عاقبت که او و یارانش را نصیب شده بود، اظهار خوشوقتی میکرد.
422. سیأتی علیکم زمان لاینجوفیه من ذوی الدین الا من ظنوا انه ابله، و صبر نفسه علی ان یقال: انه ابله لاعقل له!
برای شما زمانی پیش میآید که از افراد متدین کسی نجات نمییابد، به جز افرادی که مردم آنها را ابله تصور کنند و آنها صبر و شکیبایی داشته باشند بر آنکه آنها را ابله و بیخرد بخوانند.[85]
یکبار دیگر خطاب به اصحاب خود فرمود:
423. انی یکون ذلک و لم یستدر الفلک؟! فقیل له: ما استداره الفلک؟. فقال: اختلاف الشیعه فیما بینهم
چگونه ممکن است آن امر الآن واقع شود، در حالی که هنوز فلک برنگشته است!
پرسیدند: منظور از برگشتن (و دائر شدن) فلک چیست؟ فرمود: اختلاف شیعیان با یکدیگر.[86]
این علامت نیز اخیراً آغاز شده، حتی اختلاف به میان زعمای دینی رسیده است و آن نیز نوید دهنده ظهور است. انشاء الله.
424. کیف انتم اذا وقعت البطشه بین المسجدین؟ فیارز العلم کما تازر الحیه فی جحرها، واختلفت الشیعه، و سمی بعضهم بعضا کذابین، و تقل بعضهم فی وجوه بعض!. فقال له صاحبه: جعلت فداک، ما عند ذلک من خیر؟. فقال: الخیر کله عند ذلک
چگونه میشود حال شما هنگامی که اضطراب در میان دو مسجد واقع شود (یعنی: خسف لشکر سفیانی در میان مکه و مدینه)؟! پس آنگاه دانش و فرهنگ به دور خود میپیچد، آن چنانکه مار در آشیانه خود به دور خود میپیچد! و میان شیعه اختلاف میافتد، و برخی از آنها برخی دیگر را دروغگو مینامند، و برخی از آنها بر روی دیگری آب دهان میاندازند!.
یکی از اصحاب گفت: جانم به فدای تو باشد، چنین زمانی دیگر فائده ندارد. فرمود:
بلکه همه فایدهها در همین زمان است! و این جمله را سه بار تکرار کرد.[87]
اختلاف شیعه که در عصر ما بسیار شدت یافته و به همه طبقات رسیده، همچنان شدت مییابد، تا به هنگام ظهور به اوج خود میرسد و آن زمان در مورد خود حضرت بقیهالله عجلاللهتعالیفرجه اختلاف میکنند، گروهی تصدیق و گروهی دیگر تکذیب میکنند.
امیرمؤمنان علیهالسلام در همین مورد میفرماید:
425. کیف انت اذا اختلفت الشیعه هکذا؟
چگونه میشود حال شما هنگامی که شیعیان این چنین اختلاف کنند؟!
آنگاه انگشتهای مبارکش را در یکدیگر فرو برد. یکی از اصحاب گفت: ای امیرمؤمنان علیهالسلام! در آن زمان چه خیری هست؟! فرمود:
الخیر کله عند ذلک. عند ذلک یقوم قائمنا فیقدم سبعین رجلا یکذبون علی الله و رسوله فیقتلونهم، ثم یجمعهم الله علی امر واحد
همه خیرها در آن زمان است. که قائم ما در آن زمان قیام میکند، هفتاد نفر جلو افتاده، خدا و پیامبرش را تکذیب میکنند، آنها را به قتل میرساند. آنگاه خداوند آنها را بر یک امر گرد میآورد.[88]
آری آن چنانکه فرمودهاند شیعیان در آتش اختلاف میسوزند، تا حضرت بقیهالله ظهور کرده، همه آنها را بر یک امر گرد آورد، چنانکه در حدیثی از رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله، امیرمؤمنان علیهالسلام، امام حسن علیهالسلام، امام حسین علیهالسلام و امام باقر علیهالسلام به یک لفظ نقل شده است که فرمودهاند:
426. یقوم قائمنا فیرفع ذلک کله
... آنگاه قائم ما قیام میکند و همه این اختلافات برداشته میشود.[89]
امیرمؤمنان علیهالسلام اضافه میکند:
427. و حتی لایبقی منکم الا کالکحل فی العین!. هیهات، هیهات، لایکون فرجنا حتی یذهب الکدر و یبقی الصفو!
... تا از شما باقی نباشد جز به مقدار سرمه در چشم!، هیهات، هیهات، که فرج ما واقع نمیشود مگر بعد از آنکه تیرهها از بین بروند و فقط صافها بمانند.[90]
و امام صادق علیهالسلام میافزاید:
428. لایکون فرجنا حتی تغربلوا، ثم تغربلوا، حتی یذهب الکدرو یبقی الصفو
فرج ما واقع نمیشود مگر بعد از آنکه امتحان شوید و غربال شوید، تا تیرگیها از بین برود و صافها بماند.[91]
از امام صادق علیهالسلام پرسیدند: آیا عبادت پنهانی با امام معصوم از شما که در تحت ستم ستمگران مخفی باشد برتر است، یا عبادت آشکار در دولت حق با امام ظاهر از شما؟ فرمود:
429. الصدقه فی السرو الله افضل من الصدقه فی العلانیه. و کذلک والله عبادتکم فی السر مع امامکم المستتر فی دوله الباطل و حال الهدنه، افضل ممن یعبدالله عزوجل فی ظهور الحق مع الامام الظاهر فی دوله الحق. و لیست العباده مع الخوف فی دوله الباطل، مثل العباده و الامن فی دوله الحق
به خدا سوگند، صدقه پنهانی برتر از صدقه آشکار است. همچنین به خدا سوگند، که عبادت پنهانی با امام مخفی در حکومت ستمگران و در حال صلح، برتر و والاتر است از کسی که بهنگام ظهور دولت حق در محضر امام ظاهر خدای تبارکوتعالی را پرستش کند. هرگز عبادت توأم با ترس و وحشت در دولتهای باطل با عبادت توأم با امن و امان در دولت حق قابل مقایسه نیست...
این حدیث بسیار طولانی است. در پایان یکی از اصحاب سؤال نمود: چگونه ممکن است ما که در زیر ستم دولت باطل زندگی میکنیم، از کسانی که در دولت مقتدر حضرت مهدی عجلاللهتعالیفرجه زندگی خواهند کرد، برتر باشیم؟! فرمود:
انکم سبقتموهم الی الدخول فی دین الله عزوجل، و الی الصلاه و الصوم و الحج، و الی کل خیر وفقه، و الی عباده الله جل و عز سراً من عدوکم مع امامکم المستتر مطیعین له، صابرین معه، منتظرین لدوله الحق، خائقین علی امامکم و انفسکم من الملوک الظلمه، تنظرون الی حق امامکم، و حقوقکم فی ایدی الظلمه، قد منعوکم ذلک و اضطروکم الی حرث الدنیا و طلب المعاش مع الصبر علی دینکم وطاعه امامکم و الخوف من عدوکم. فبذلک ضاعف الله عزوجل لکم الاعمال، فهنیئاً لکم. فقال له صاحبه جعلت فداک، فما تری اذا ان نکون من اصحاب القائم و یظهر الحق، و نحن الیوم فی امامتک و طاعتک افضل اعمالاً من اصحاب دوله الحق و العدل؟. فقال: سبحان الله، اما تحبون ان یظهر الله تبارکوتعالی الحق و العدل فی البلاد، و یجمع الله الکلمه، و یؤلف الله بین قلوب مختلفه، ولا یعصون الله عزوجل فی ارضه، و یقام حدوده فی اطرافه، و یرد الحق الی اهله، فیظهر حتی لایستخفی به شیء من الحق مخافه احد من الخلق؟. اما و الله لایموت منکم میت علی الحال آلتیانتم علیها الا کان افضل عند الله من شهداء بدر و احد فابشروا
شما در حالی اقدام به ایمان، نماز، روزه، حج، و هر خیر و فقه و عبادت خدای تبارکوتعالی نمودهاید که از دشمن در ترس و هراس هستید و امام شما مخفی هست و شما از او فرمان میبرید و در کنار او صبر میکنید و ظهور دولت حق را انتظار میکشید و بر خود و امامتان از پادشاهان ستمگر نگران هستید، میبینید که حق امامتان و حق خودتان در زیر پای ستمگران لگدمال شده، و شما را از حقوق خود محروم ساختهاند. و شما را ناگزیر کردهاند که با ترس و نگرانی بر جان و دین خود، به دنبال متاع دنیا و کسب معاش بروید و زیر ستم آنها از امام خود فرمان میبرید و از دشمنتان در امان نیستید. از این رهگذر خداوند پاداش اعمال شما را چند برابر نموده است. گوارا باد بر شما.
یکی از اصحاب گفت: اکنون که ما در عهد امامت تو برتر از اصحاب قائم هستیم پس حق و عدالت است؟! فرمود:
سبحانالله! مگر نمیخواهید که خدای تبارکوتعالی حق و حقیقت و عدالت را در شهرها ظاهر سازد و همگان را بر یک کلمه گرد آورد و دلهای پراکنده و پریشان را الفت عطا کند؟! که دیگر در روی زمین خدا را معصیت نکنند، و حدود الهی در سرتاسر گیتی اجرا شود و حق به صاحب حق باز گردد و حقیقت بر همه آشکار شود و دیگر کسی از کسی وحشت نکند؟! به خدا سوگند، که هرکدام از شما در این حال که هستید، اگر از دنیا بروید در نزد حضرت پروردگار از شهدای بدر و احد برتر و پرارجتر خواهید بود. بشارت باد بر شما.[92]
امام صادق علیهالسلام در لوح مادرش حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها یک حدیث طولانی مشاهده نمود که خدای تبارکوتعالی حال مؤمنین را در عهد غیبت حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرجه وصف نموده است که فرازی را از آن در اینجا میآوریم:
430. سیذل اولیاؤه فی غیبته، و یتهادون رؤسهم کما تتهادی رؤوس الترک والدیلهم، فیقتلون و یحرقون، و یکونون خائفین مرعوبین وجلین، تصبغ الارض بدمائهم، و یفشو الویل و الرنین فی نسائهم، اولئک اولیائی حقا به هم ادفع کل فتنه عمیاء حندس، وبهم اکشف الزلازل و ادفع الاصار و الاغلال، [اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمه، و اولئک هم المهتدون].
... دوستان او در زمان غیبتش خوار و زبون میشوند، سرهای آنها چون سرهای ترک و دیلم هدیه فرستاده میشود، آنها کشته میشوند، سوزانیده میشوند، و تا زنده هستند با ترس و وحشت و اضطراب زندگی میکنند. زمین از خون آنها گلگون میشود، ناله و فریاد در میان زنهای آنها آشکار میشود، آنها دوستان واقعی من هستند. من به وسیله آنها امواج فتنههای تیره و تار را که چون تیرگی در شب در افق زندگی ظاهر میشود، دفع میکنم، و به وسیله آنها اضطرابات را رفع میکنم و سختیها و گرفتاریها را کشف میکنم.[93]
[آنها، بر آنهاست صلوات و رحمت از پروردگارشان و آنها هستند هدایت یافتگان].[94]
431. طوبی لشیعه قائمنا المنتظرین لظهور غیبته، والمطیعین له فی ظهوره!. اولئک اولیاء الله الذین لاخوف علیهم ولاهم یحزنون
خوشا به حال شیعیان قائم ما، که در زمان غیبت، انتظار ظهور او را میکشند و در زمان ظهور از او فرمان میبرند. آنها کسانی هستند که هیچگونه ترس و اندوه بر آنها نیست و آنهایند اولیاء خدا.[95]
432. اذا مات المنتظر، و قام القائم بعده، کان له من الاجر مثل اجر من ادرکه. فجدوا، و انتظروا، هنیئاً ایتها العصابه المرحومه!
هنگامی که شخص منتظر از دنیا برود و قائم علیهالسلام بعد از او ظهور کند، او پاداش کسی را میبرد که دوران ظهور را درک کند، پس تلاش کنید و انتظار بکشید، ای گروه مؤمنان، که رحمت حق شما را فرا گرفته است.[96]
433. طوبی لمحبی قائمنا، المنتظرین لظهوره فی غیبته، و المطیعین له فی ظهوره!
خوشا به حال دوستان قائم ما، که در غیبتش ظهور او را انتظار میکشند و در ظهورش از او اطاعت میکنند.[97]
از امام صادق علیهالسلام پرسیدند: اگر یک روز عذاب نازل شود، آیا مؤمنین را نیز در بر میگیرد؟! فرمود:
434. نعم، و لکن یخلصون بعده
آری، ولیکن بعداً مؤمنین رهائی مییابند [98]
435. اما لو کملت العده الموصوفه، ثلاثمئه و بضعه عشر، کان الذی تریدون
هنگامی که عدد تعیین شده تکمیل شود و سیصد و ده و اندی نفر گرد آیند، آنچه دوست میدارید انجام میشود.[99]
تعداد 313 شماره یاران حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرجه میباشد که در لحظه ظهور از چهارگوشه جهان به محضر آن حضرت میشتابند و در کنار کعبه معظمه گرد میآیند و در میان رکن و مقام با آن حضرت بیعت میکنند. جای تعجب بسیار است که در مدت یازده قرن و نیم که از آغاز بیعت میگذرد هنوز این عده کامل نشده است!!.
امام کاظم علیهالسلام میفرماید:
436. طوبی لشیعتنا المتمسکین بحبنا فی غیبه قائمنا، الثابتین علی موالاتنا و البراء من اعدائنا، اولئک منا و نحن منهم. و قد رضوا بنا ائمه و رضینا بهم شیعه، طوبی لهم! ثم طوبی لهم!. هم والله معنا فی درجتنا یوم القیامه
خوشا به حال شیعیان ما، که در دوران غیبت قائم ما به دوستی ما چنگ میزنند و در ولایت ما ثابت و استوار میمانند و از دشمنان ما برائت و بیزاری ابراز میکنند. آنان از ما هستند و ما نیز از آنها هستیم، آنها ما را به امامت پذیرفتهاند و ما آنها را به عنوان شیعه پسندیدهایم. خوشا به حال آنها، خوشا به حال آنها. به خدا سوگند که آنها در روز قیامت با ما و در ردیف ما هستند.[100]
امام رضا علیهالسلام میفرماید:
437. ما احسن الصبر و انتظار الفرج!. اما سمعتم قول الله تعالی: [و ارتقبوا انی معکم رقیب، فانتظروا انی معکم من المنتظرین] فعلیکم بالصبر، فانما یجیء الفرج بعد الیاس. و قد کان الذین قبلکم اصبرمنکم
وه چه نیکوست صبر و انتظار فرج، مگر نشنیدهاید گفتار خود را که فرموده است: (منتظر باشید که من نیز همراه شما از منتظرانم) [101] پس صبر و شکیبایی را پیشه خود سازید که فرج بعد از یأس و نومیدی خواهد آمد. اقوامی که پیش از شما بودند از شما شکیباتر بودند.[102]
438. والله ما یکون ما تمدون الیه اعناقکم حتی تمحصوا، ولایبقی منکم الا الانذرالانذر!. [ام حسبتم ان تترکوا و لما یعلم الله الذین جاهدوا منکم].
به خدا قسم، آنچه انتظار میکشید و گردنهایتان را بهسوی آن دراز میکنید واقع نمیشود مگر بعد از آنکه امتحان شوید و از شما چیزی جز اندک اندک باقی نماند: [103] (آیا پنداشتهاید که شما را بدون امتحان ترک میکنند در حالی که هنوز خدا ندانسته اعلام نکرده، اثبات ننموده) که چه کسی از شما مجاهده میکند؟)[104]
439. لایکون ما تمدون الیه اعناقکم حتی تمیزوا و تمحصوا فلا یبقی منکم الا القلیل، مصداقا لقوله تعالی: [الم، احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا وهم لایفتنون؟] ثم قال لصاحبه المذکور: ما الفتنه؟. قال: جعلت فداک، الذی عندنا ان الفتنه فی الدین. فقال: یفتنون کما یفتن الذهب، یخلصون کما یخلص الذهب!
آنچه گردنهایتان را در انتظار آن دراز میکنید واقع نخواهد شد، مگر بعد از آنکه آزمایش شوید و امتحان شوید و از بوته امتحان جز افراد بسیار کم پیروزمندانه بیرون نمیآیند، چنانکه خدای تبارکوتعالی میفرماید: (الف، لام، میم. آیا مردم پنداشتهاند که با گفتن اینکه ایمان آوردهایم فروگذار میشوند و مورد فتنه و آزمایش قرار نمیگیرند.) [105] آنگاه به یکی از اصحاب به نام معمر بن خلاد خطاب کرده فرمود: فتنه چیست؟ گفت: جانم به فدای تو شود، آنچه ما میدانیم این است که امتحانی در دین واقع شود. فرمود:
چون طلا گداخته میشوید، و مانند طلای ناب از ناخالصیها پاک میشوید.[106]
شیعیان خالص همچون طلای ناب که بر روی آتش ذوب میشود تا از ناخالصی پاک گردد، با تحمل سوز و گداز صبر و تلخی انتظار قلوبشان آب میشود تا جز افراد خالص کسی باقی نمیماند.
440. ان الله جل ذکره اخذ میثاق اولیائنا بالصبر علی دوله الباطل. واصبرلحکم ربک
خداوند از شیعیان ما پیمان گرفته است که بر دولتهای باطل صبر کنند. تو نیز به فرمان پروردگارت شکیبا باش.[107]
441. لا دین لمن لاورع له، ولا ایمان لمن لا تقیه له، ان اکرمکم عندالله اعملکم بالتقیه. فقیل: یا ابن رسول الله الی متی؟. قال: الی یوم الوقت المعلوم، و هو خروج قائمنا. من ترک التقیه قبل خروج قائمنا فلیس منا
کسی که تقوی ندارد، دین ندارد. کسی که تقیه نکند ایمان ندارد. گرامیترین شما در پیش خدا کسی است که بیش از دیگران تقیه را رعایت کند.
گفته شد: ای فرزند پیامبر! صلیاللهعلیهوآله تا به کی؟ فرمود:
تا روز وقت معلوم، که آن هم روز خروج قائم ماست. هر کس پیش از خروج قائم ما تقیه را ترک کند از ما نیست.[108]
امام جواد علیهالسلام میفرماید:
442. افضل اعمال شیعتنا انتظار الفرج. من عرف هذا الامر فقد فرج عنه بانتظاره
برترین عمل شیعیان ما انتظار فرج است، هر کس این امر را بداند و آن را بشناسد، خداوند با همین انتظار برای آنها فرج عطا میفرماید.[109]
همین مضمون از امام صادق علیهالسلام، امام رضا علیهالسلام و امام هادی علیهالسلام نیز روایت شده است.
امام هادی علیهالسلام میفرماید:
443. لولا من یبقی بعد غیبه قائمکم من العلماء الداعین الیه، و الدالین علیه، و الذابین عن دینه یحجج الله، و المنفذین للضعفاء من عبادالله من شباک ابلیس و مردته، لما بقی احد الا ارتد عن دین الله. ولکنهم یمسکون ازمه قلوب ضعفاء الشیعه کما یمسک صاحب السفینه سکانها اولئک هم الافضلون عندالله عزوجل
اگر نبود دانشمندانی که بعد از غیبت قائم شما، بهسوی او دعوت میکنند و بهسوی او رهنمون میشوند و از دین او دفاع میکنند و بندگان ناتوان را از دامهای شیطان و مریدهای شیطان نجات میدهند، احدی باقی نمیماند جز اینکه از دین خدا مرتد میشدند ولی این دانشمندان زمام دل ضعفاء را به دست با کفایت خود میگیرند، چنانکه ملوانها زمام کشتی را به دست میگیرند و سرنشینهای کشتی را از خطر مرگ حفظ میکنند. اینها در نزد خدای تبارکوتعالی برترین هستند.[110]
همین علمای اعلام هستند که در طول چهارده قرن، دین مقدس اسلام را از انحراف حفظ نموده، مسائل مبهم و پیچیده را برای مسلمانان تشریح کردهاند و دلهای شیعیان را بر اساس عقاید صحیح استوار نمودهاند.
امام حسن عسکری علیهالسلام میفرماید:
پدر بزرگوار حضرت بقیهالله عجلاللهتعالیفرجه در ضمن یک حدیث طولانی، خطاب به صحابه باوفایش احمد بن اسحاق فرمود:
444. مثله فی هذا الامه مثل الخضر علیهالسلام، و مثله مثل ذی القرنین. والله لیغیبن غیبه لاینجومن الهلکه فیها الا من ثبته الله عزوجل علی القول بامامته، و وفقه الله فیها للدعاء بتعجیل فرجه
مثل او در این امت مثل حضرت خضر و ذی القرنین است. به خدا سوگند از دیدهها غائب میشود، یک غیبت طولانی و دراز که از هلاکت نجات پیدا نمیکند به جز کسی که خدایش او را در اعتقاد بر امامت او ثابت و استوار نگه دارد، و او را برای دعا به تعجیل فرج او موفق بدارد.[111]
445. لاتزال شیعتنا فی حزن، حتی یظهر ولدی الذی بشربه النبی صلیاللهعلیهوآله.
شیعیان ما در یک اندوه دائم به سر میبرند تا فرزندم که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نوید ظهورش را داده، ظاهر شود.
بار خدایا! با ظهور او این غم و اندوه جانکاه را از این امت برطرف کن و با ما توفیق صبر و شکیبایی در مدت غیبت او عطا فرما، و ما را از منتظران حقیقی و شیعیان واقعی قرار بده.
امام صادق علیهالسلام میفرماید:
446. لاتکونوا مؤمنین حتی تکونوا موتمنین، و حتی تعدوا النعمه و الرخاء مصیبه، وذلک آن الصبر علی البلاء افضل من العافیه عند الرخاء
شما هرگز مؤمن نمیشوید، مگر اینکه امین باشید، و نعمت و رفاه را هم نوعی مصیبت بشمارید، زیرا شکیبایی در برابر بلاها و گرفتاریها برتر از عافیت به هنگام رفاه و آسایش است.[112]
و امام حسن عسکری علیهالسلام اضافه میکند:
447. حتی یخرج عن هذا الامر اکثر القائلین به، فلا یبقی، الا من اخذالله عهده بولایتنا، و کتب فی قلبه الایمان و ایده بروح منه
تا اکثر آنها که به این امر اعتقاد داشتند از آن برگردند، دیگر کسی بر این امر استوار نمیماند به جز کسی که خدایش از او بر ولایت ما پیمان گرفته، و در دل او ایمان را نوشته، و او را با روحی از خودش تأیید نموده است.[113]